دست نوشته های یک ایرانی
وبلاگ شخصی سجاد صفرزاده

چند هفته ای هست که کوچه های ایرانشهر حال و هوای متفاوتی یافته است. همه از تغییر سخن می گویند، تغییر یک دوره و آغاز دوره ای دیگر. در این عمر کوتاه از این دوران و تغییراتش زیاد دیده ام. همه صحبت از پیشرفت می کنند. رسیدن به مقصود ، رسیدن به قدرت ، رسیدن به ثروت ، رسیدن به ... . به واقع منظور از این مقصودی که همه برای وصالش فریاد می کنند ، چیست؟ کمتر آدمهایی را دیدم که تفسیرشان همسان باشد و آنهایی هم که همکلامند در راه جدایند.

  به هر روی در آستانه ی تصمیمی به وسعت ایران قرار داریم و مردمی که برای یک دوره ی دیگر باید راه را مشخص کنند. امــا آیا همه ی این مردم دورنمای مشترکی را متصورند؟ با تغییر یا ابقای رئیس جمهور به دنبال چه هستند؟ آیا هر راهی برای رسیدن به هدف مقبول است یا به عبارت بهتر هدف وسیله را توجیه می کند؟ سؤالاتی از این دست،گاه ذهن را به بیراهه می برد . اما این دوره...

   اتفاقات متفاوتی در این دوره بوجود آمد مثل استفاده از سمبل برای بیان عقیده، مناظره ی رو در رو ، بیان حرفهای مگو و ... . تمام این قضایا را می توان به فال نیک گرفت و این گونه بیان کرد که راه دموکراسی (یا همان مردم سالاری خودمان) را  فراگرفته ایم. شاید جدیدترین و مهیج ترین بخش انتخابات امسال یا بهتر بگویم نقطه عطف کل انتخابات در ایران مناظرات انتخاباتی بود که حاوی نکات سیاه و سفید زیادی بود. اسامی مختلفی برای قسمتهای مختلفش برگزیدند: مباحثه ، مناقشه ، مجادله و ... که شاید نقطه مشترکشان مصدر مفاعله بود!

   درسهای خوبی در این مناظرات نهفته بود که اگر به کار بندیم آینده ای روشنتر برایمان متصور خواهد بود. اولین نکته آنکه هنوز هیچکداممان نه راه انتقاد را آموخته ایم و نه شیوه پذیرش آن را. شاید این مناظرات جمله معروف شهید بهشتی را نقض کند که گفت:"ما شیفتگان خدمتیم ، نه تشنگان قدرت" و یا شاید لااقل شبهاتی در ذهن ایجاد نماید. در دوران انتخابات قبل کاندیدا می فرمودند که حامیانشان از تخریب و هتک حرمت رقیب بپرهیزند و در رقابت رفاقت را پیشه سازند ، اما آیا رفاقتی در این مناظرات دیدید؟ از ارکان نظام تا کم اهمیت ترین مسائل به باد انتقاد گرفته شد . نوجوانانی را می توان دید که به انقلاب سی سال قبل هم نگاهی انتقادی پیدا کرده اند چه رسد به جنگ و غیره. چه می شد اگر هر سال مراسمی این چنین برقرار می شد و منتقدین دولتها رو در رو  اشکالات خود را مطرح می کردند و مانع می شدند تا این دمل چرکین به یک باره و آن هم در آستانه ی موقعیتی حساس این چنین سر باز کند؟ شاید اگر مباحثات مجال بیشتری می یافت و به فراخور زمان هر ساله برگزار می شد این چنین یک دیگر را دزد و کذاب و هر صفت ناپسند دیگری قلمداد نمی کردند. ماییکه شأن ایرانی مسلمان را همتراز بالاترین انسانهای روی زمین می دانیم، درست است که در عالی ترین مقام اجرایی و یا برای کسب کرسی ریاست شمشیر را از رو ببندیم؟

و اما سخن یک ایرانی کوچک برای ریئس جمهور ایران بزرگ، هر کدام که پیروز جمعه بود:

   آقای رئیس جمهور ، اسلام و ایران تعارضی با هم ندارند، به همان اندازه که ایرانی هستیم مسلمانیم و به همان دلیل که مسلمانیم آزاده ایم و وارث ایران کهن. این دو مقوله از هم جدایند و هیچ یک مخل و متضاد دیگری نیست. چه بسیار مشترکاتی که وجود دارد و چه بسیاری مواردی که مکمل همند. پس لطفا برای عزت هر دو تلاش کن!

   آقای رئیس جمهور ، اقتصاد خوب ، صنعت پویا ، عدالت اجتماعی ، ورزش قهرمانی ، آزادی اندییشه و بیان ، حقوق شهروندی ،  دگر اندیشی و تجدد و تمامی شعارهای این چنینی خوبند و مطلوب هر شهروند، اما به نظر من ابتدا باید بستری مناسب فراهم گردد که معتقدم تا کنون فراهم نبوده و علت بسیاری از ناکامی ها و نا کارامدی هاست و آن یک بستر مناسب فرهنگی است. چه خوب می شد اگر زیربنای تمامی مسائل را برپایه فرهنگ آن هم از نوع ایرانی-اسلامی بیان می نهادید و سپس برایش راهکار ارئه می نمودید. بسیاری از معضلات ریز و درشتی که در اجتماع به چشم می خورد به سبب فقر فرهنگی و  ناشی از عدم آموزش صحیح است. کاش قبل از ورود هر تکنولوژی یا برنامه اقتصادی یا هر هنجار نو ، زمانی برای آموزش و بعبارتی فرهنگسازی در نظر می گرفتیم.

   آقای رئیس جمهور ، شما پس از این رئیس جمهور ملت ایران هستید چه آنان که  به شما رأی داده اند چه در اردوگاه مخالفان شما باشند. پس برای همه ارزشی یکسان قائل شوید و برای آسایش و آرامششان از هیچ کوششی فروگذار ننمایید. هر کسی که در این مدت از مشکلی سخن گفت آن را درک کرده بود پس چه در برنامه هایتان بود و چه نبود برای حل آن اقدام کنید و آگاه باشید که در قبال هر برگ رأی که چه به نامتان و چه غیر آن ، مسؤولید.

آقای رئیس جمهور ، امروز این بوی عجیبی دارد. ملتی که در خیابان هــا به دنبال گمشده ای هستند. کمشده ی ملت ایران را پیدا کنید و به صاحبش بازگردانید.

 

امیــــــــد و آرزوی هــــــر

ایرانی آزاده : سربلندی و

 عــزت ایران و ایرانــــــی

ارسال در تاريخ ۱۳۸۸/۳/٢۱ توسط سجاد صفرزاده

 

ارسال در تاريخ ۱۳۸۸/۳/٤ توسط سجاد صفرزاده