دست نوشته های یک ایرانی
وبلاگ شخصی سجاد صفرزاده

تنیسور ایرانی الاصل فرانسه با برتری برابر ونوس ویلیامز از آمریکا قهرمان رقابت‌های آزاد مادرید شد.

این تیتر خبری است که دیروز روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت. او در ورزشگاه سلطنتی مادرید ونوس ویلیامزی را مغلوب کرد که نامش در زمره­ی بزرگان تنیس جهان به چشم می خورد. ارزش کار آراوان (نامی که فرانسوی ها صدایش می کنند) وقتی مشخص می شود که بدانیم در مسابقات مادرید تنیسورهای برجسته ای چون ماریا شاراپووا، جاستین هنین، سافینا، وزنیاکی و... حضور داشته و در مراحل گذشته حذف شدند.

 

اما آراوان کیست؟

 

 

ارغوان رضائی (زاده ۱۴ مارس ۱۹۸۷ در سنت اتین فرانسه) تنیسور ایرانی‌تبار مقیم فرانسه و مشهور به «ملکه تنیس ایران» است. بالاترین رده او، رده ۲۱ بوده است که در ۱ فوریه ۲۰۱۰ به‌دست آمد. او تنیسور شماره ۲ فرانسه است (۲۰۱۰).

اگرچه او بیشتر به عنوان یک تنیس‌باز فرانسوی بازی می‌کند اما دو بار (در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۵) به عنوان بازیکن تیم تنیس زنان ایران، در مسابقات اسلامی زنان مدال طلا کسب کرده است و خود را ایرانی می‌داند.

رضائی در مسابقات سال ۲۰۰۷ استانبول به مقام دوم رسید. او با غلبه بر تنیس‌بازان سرشناسی چون ماریا شاراپوا و ونوس ویلیامز پدیده این مسابقات لقب گرفت اما در دیدار پایانی این مسابقات به دلیل آسیب دیدگی از ادامه دادن مسابقه خودداری کرد.

پدر ارغوان، ارسلان رضایی که خودش مکانیک اتومبیل بود نقش مربی او را دارد. تنیس را در سن ۸ سالگی آغاز کرد. مادر او نوشینه که تن درمان کار است همیشه همراه ارغوان سفر می‌کند. ارغوان دارای یک برادر و یک خواهر است. او به سه زبان فارسی، انگلیسی و فرانسوی مسلط است و غذای مورد علاقه او کباب است. خودش می‌گوید که اگر تنیس بازی نمی‌کرد، دنبال تحصیلات فیزیک نجومی می‌بود، که حتما بعد از اتمام تنیس حرفه‌ای آن کار را خواهد کرد.

 

موفقیت ارغوان رضایی در بازی های تنیس مسترز مادرید و پیروزی های متوالی این دختر ایرانی الاصل که با ملیت فرانسوی در مسابقات بین المللی شرکت می کند، سبب شد تا سرپرست فدراسیون تنیس ایران در پیام تبریکی به این تنیسور، موفقیتش را تبریک بگوید.

در پیام فدراسیون تنیس ایران به ارغوان آمده است: "پیروزیهای درخشان شما در دنیای حرفه ای تنیس به عنوان بانوی ایرانی، مایه افتخار، مباهات و غرور ملت ایران بویژه جامعه تنیس کشور شده است اقتدار، استوار و سربلندی و موفقیت روز افزون شما را در عرصه زندگی از در گاه خداوند متعال خواستارم."

 

پ.ن1: تصویر ارغوان رضایی در زمان انتخابات دور دهم ریاست جمهوری در فیلم انتخاباتی آقای احمدی نژاد به چشم می خورد!

پ.ن2: وبسایت شخصی ارغوان:  www.aravanerezai.info

 

 

ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/٢٧ توسط سجاد صفرزاده

سایت لغت نامه که ظاهرا حاوی لغت نامه دهخداست امکانات جالبی رو در اختیار کاربراش قرار میده. پیشنهاد مکنم یه سر بزنید.

http://www.loghatnaameh.com

دومین وبسایتی که معرفی میکنم هیچ ربطی به اولی نداره؛

سایت پزشکان بدون مرز که پایگاه اطلاع رسانی اخبار گروههای پزشکی است.

http://www.pezeshk.us/

و در آخر هم : عکس شب

 

پ.ن: چون عموما شب ها بلاگ رو بروز می کنم قاعدتا عکس هایی که قرار میدم میشه عکس شب!

ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/٢٦ توسط سجاد صفرزاده

وزیر راه کنیا : در بازدید از آزادراه تهران-پردیس شگفت زده شدم و آرزو کردم ای کاش می شد این راه ها را بسته بندی کنم و به کنیا ببرم.

ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/٢٥ توسط سجاد صفرزاده

رسا: حضرت آیت الله سبحانی در نامه ای به رییس جمهور تحدید نسل را به مصلحت نظام و کشور ندانست و ضمن حمایت از برنامه های دولت در زمینه جمعیت، خواستار رفع برخی موانع در این زمینه شد.

حضرت آیت الله جعفر سبحانی از مراجع تقلید در نامه ای به رییس جمهور ضمن حمایت از برنامه های دولت در زمینه جمعیت، خواستار اصلاح و رفع برخی موانع در این زمینه شد.

متن کامل این نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور انور جناب آقای دکتر احمدی نژاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با اهداء سلام

امید است وجود مبارک قرین صحت و سلامت بوده و خدمات ارزنده شما مقبول درگاه الهی گردد.

تلو مذاکره حضوری در دیدار قم، یادآور می شود که تحدید نسل به مصلحت نظام و کشور نیست و خوشبختانه جنابعالی نیز با این نظر موافقت نموده که مایه خوشحالی است و اقدام شجاعانه حضرتعالی در مورد پرداخت یک میلیون تومان برای هر نوزاد ایرانی، خود گامی در شکستن این طلسم است، ولی موانعی در کار است که باید برچیده شود تا این اقدام به نتیجه مطلوب برسد.
اینک این موانع:

1. وجه پرداختی بیمه فرزند چهارم، توسط بیمه کننده (پدر) بیشتر از فرزند سوم است.
2. سهام عدالت به فرزند سوم به بعد پرداخت نمی شود.
3. عدم صدور کوپن کالاهای اساسی برای فرزندان سوم به بعد.
4. تابلوهای (فرزند کمتر، زندگی بهتر)
5. بستن لوله های مرد و زن به صورت مجانی
6. پرداخت یک میلیون تومان فقط به فقرا، آن هم مشروط به تادیه مبلغی ماهانه از طرف خودشان که چه بسا پدر و مادر نتوانند این مبلغ را پرداخت کنند.
در پایان موفقیت جنابعالی را از خداوند متعال خواهانم.

با تقدیم احترام

جعفر سبحانی 3/2/89

 

بدون شرح!! 

ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/٢٢ توسط سجاد صفرزاده

١- پارتی شبانه 80 نفری با جزئیات

٢- پذیرش دانشجو در پردیس بین المللی کیش دانشگاه تهران

٣- هم سران سران عرب

۴- پرفروشهای کتاب تهران:

  • مجموعه سه جلدی " فرح پهلوی" از سری کتابهای "زنان دربار به روایت اسناد ساواک"که در غرفه مرکز بررسی اسناد تاریخی عرضه شده، این روزها در بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، پرفروش‌ترین کتاب این غرفه بوده است.
  • کتاب لغت لاتی" پرفروش ترین کتاب نمایشگاه سالانه کتاب تهران

    خبری به این مضمون در جراید سوئد چاپ شده است که ترجمه آن به شرح زیر است :
    "سرزمین پارس بواسطه شعرای مودب سده های میانی خود مانند عمر خیام و حافظ مشهور است اما به گزارش رویتر یک کتاب لغت از واژه های زننده و عوام خیابانی, طوفانی در محافل ادبی ایران بپا کرده است. خانم مسئول غرفه این لغتنامه در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران مجبور بود که به سیل متقاضیان مایوس این لغتنامه بگوید که ششمین تجدید چاپ این لغتنامه نیز تمام شده است. قسمت اعظم این کتاب لغت عامیانه, اصطلاحات استفاده شده توسط "جوادها"ست, مردان جوانی که در خیابانهای تهران دور میزنند تا دختران را غر زده و سوار اتوموبیلهای خود کنند. بیشتر لغات مورد استفاده "جواد" ها متعصبانه اشاره ای به اتوموبیلهای دلبند آنان دارد. "تصادف کردی" یعنی حامله شدی. "صفر کیلومتر" اشاره به اتوموبیلی است که کیلومتر شمار آن رقم صفر را نشان میدهد و معنی آن دختر باکره است،... !
  • کتاب "دا" خاطرت سیده زهرا حسینی- انتشارات سوره مهر
ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/۱٩ توسط سجاد صفرزاده

پروفسور فلسفه با بسته  سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان   خود روی میز گذاشت.

وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت   و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.

سپس  از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟

و همه دانشجویان موافقت کردند.

سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛   سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.

بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.

در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.

اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشی نتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."

پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.

همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.

.....

اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."

یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟

پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست،

همیشه در زندگی شلوغ هم ، جائی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "

 

نقل از: www.nakhande.mihanblog.com 

ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/۱۱ توسط سجاد صفرزاده

ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/۳ توسط سجاد صفرزاده