دست نوشته های یک ایرانی
وبلاگ شخصی سجاد صفرزاده

سلام

   امروز یک جلسه کاری داشتم با فرماندار و تعدادی از مسئولان یکی از شهرهای استان، ساعت از ١٢ گذشته بود. مشتی حرف زدیم ، یه جاهایی بحث ما با رئیس اداره راه بالا گرفت. نیم نگاهی به آقای فرماندار کردم تا نظرش رو بدونم ... فرماندار خوابیده بود!! جز خنده کاری نکردم.

   آخر جلسه عذرخواهی کرد و گفت که شب قبل ٢ ساعت بیشتر نخوابیده . انسان بدی به نظر نمی رسید اما نمیدونم مدیر خوبی هست یا ... . بهر حال خیلی فکر کردم که البته هیچ نتیجه ی قابل قبولی نداشت، مثل جلسه مون.

ارسال در تاريخ ۱۳٩٠/۳/٢۳ توسط سجاد صفرزاده